خرید بک لینک
كاش سالِ خوبى باشى ، كاش .

حرفاى نگفته زياد دارم ولى دستم به نوشتَن نميره . كاش منم بتونم توى سالِ جديد بيشتر حرفاى دلمو بريزم بيرون .

+ سالِ نو همتون پر از شادى و سلامتى و موفقيت [قلبِ بزرگ]

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: دوشنبه 28 بهمن 1398 ساعت: 4:41

نيم ساعت است دندان هايم را روى هم ميفشارم و تكرار ميكنم " ارام باش .. ارام باش .."

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: دوشنبه 28 بهمن 1398 ساعت: 4:41

از فراموشی میترسم ، ازینکه روزهای مهم را فراموش کنم میترسم و بیشتر از همه از فراموش شدن میترسم .

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: دوشنبه 28 بهمن 1398 ساعت: 4:41

بی هَوا گفتی هَمه بخاطره بابابزرگ دور هم جمع شدن ولی خوده بابابزرگ نیست..میدونی ما هیچوقت یاد نگرفتیم بامعرفت باشیم ، یا قدر همو بدونیم ..ما وقتی میفهمیم که دیگه دیر شده..یا شایدم نمیفهمیم.

بیستُ یک تیر . خداحافظ بابابزرگ .

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: دوشنبه 28 بهمن 1398 ساعت: 4:41

هر بار

هر جا

تنها
یادم میاد اون موقع که یکی دیگه بودم

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: دوشنبه 28 بهمن 1398 ساعت: 4:41

من بهتر از هر کسی می دانستم چهره ای که آدم ها انتخاب می کنند تا از خودشان به دنیا ارائه کنند، با آن چه در اصل هستند بسیار فرق می کند. می دانستم رنج و اندوه می تواند شما را به رفتارهایی وادارد که حتی نمی توانید کمترین درکی از آن ها داشته باشید.

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 13:09

سلام به دوستى كه از ٦سالِ پيش كه شناختمش شد "تنها دوست" برام و تموم اين ٦سال منو با همه ى اشك و اه و نااميديام تحمل كرد . گفته بودى صدامو ميشنوى؟ مفتخرم كه بگم من باوجود اختلاف نقشه گونه مون هميشه صداتو ميشنوم و اينكه مطمئن باش مجبورى اين موجودِ تا ٤روزِ ديگه ١٩ ساله رو حالا حالاها تحمل كنى :))

خيلى خيلى ازت ممنونم ، خيلى دوستت دارم ، هميشه باش لطفاً .

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 13:09

برعکسِ نوشته های نسبتا غمگین و خالی از امیدی که اینجا مینویسم ، اصلا آدم بی حال و ساکتی نیستم . توی جمع خانواده و دوستان خیلی هم شادم . ولی خب باید اعتراف کنم این وبلاگ هم یک روی زندگی فعلی منه که نمیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 4:46

يگانه جانم ، اينكه چقدر برام با ارزش و مهمى و چقدر دوست دارم و ميدونى و خب اگه بخوام مقدار و ميزانشو مشخص كنم بايد تا فردا بنويسم ! تولدت مبارك . اميدوارم هميشه خوشحال و در بهترين حالت زندگى ببينمت ، و سال به سال باشم و تولدتو تبريك بگم و ببينم كه به همه ى ارزوهات ميرسى . شاد باش و شاد زندگى كن .

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: جمعه 23 آذر 1397 ساعت: 4:23

این روزا کلافه ، خسته ، بی حوصله ، بعضی وقتا بیخودی خوشحال و در کل خیلی قاطی ام :)) منم گوشه ی دعاهاتون جا بدین . با تشکر

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 9:12

خسته شدم ازینکه همش اونی باشم که درک میکنه که ساکته که دعوا راه نمیندازه که بد جواب نمیده ..توی همچین موقعیتایی حس یه ادم ضعیف بهم دست میده نه یه ادم باشعور نه یه ادم بافکر...همیشه همین بوده ، پر از حادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 9:12

از دویدن و نرسیدن ، ازینکه هرچقدر تلاش میکنم نمیشه ، ازینکه همیشه اخرش بد تموم میشه خسته شدم. حسِ یه احمق لوزره بی عرضه رو دارم.نمیدونم چجوری ادامه بدم ، نمیدونم اصلا راهی برای ادامه دادن هست یا نه..

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 9:12

درسته که این مدت خیلی عصبانی و ناراحت بودم ولی همینجا اعلام میکنم که تموم شد و دوباره سعی میکنم با روحیه ادامه بدم..خیلی زود هم برمیگردم و نمیزارم اینجا زیاد خاک بخوره !

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 9:12

امید داشتن خیلی سخته ، هرچقدر میخوام مثبت فکر کنم و اروم به خودم میگم درست میشه مثله همه ی روزای بد اینم میگذره و از پسش برمیای و فقط سعی کن به گذشته فکر نکنی..همه ی خاطرات هجوم میارن ، چشا تار میبینن و قرمز میشن و میبینم که نمیشه .

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 9:12

بعضی وقتا از خودم و کارایی که میتونم انجام بدم میترسم .

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 9:12

صفحه بندی