آرشیو خیلی اَز وبلاگآ روی سال
92 گیر کرده
. همون سآلی که بدترین اتفاقات و بدترین لحظه هارو داشتَم
. همون سآلی که تا دوسال بعد ننوشتم
. همون سالی که فَهمیدم از دَست دادَن فقط برآی بقیه نیست و مَرگ و نمیشه از زندگی جدآ کرد
. فهمیدَم جمله ی
" در هَر حآل زندگی جَریآن داره و منتظر تو نمیمونه
" واقعیت دآره
، اَلبته مَن دو سآل از زندگیمو
، دَبیرستانمو
" که قرآر بود اَز بهتَرین سآلآی عمرَم باشه
" اَز دَست دادم و روزآشو فقط با ذهنیت کآش زودتر تموم شه گذروندَم
. هیچ چیز مثله قبل نمیشه
. منم نمیشم وَلی اینکه یآد گرفتم زندگی کنم و از کنآر ناراحتیا بگذرم و راحت تر باهاشون کنار بیام خودش خوبه
. مهم ترین چیزی که این سال های واقعا بد بهم یاد دادن توقع نداشتن از هیچکس به معنای واقعیه کلمه بود
. چیزی که شاید قبلا هم میدونستم ولی برام کاملا ملموس و قابل درک و اجرا نبود
. حالا میتونم بگم بزرگ شدم
.کاش میبودی و خودت این چیزا رو یادم میدادی نه رفتنت .
برچسب:
نویسنده: آرمان کاظمی
تاريخ: شنبه
13 خرداد
1396 ساعت: 20:26