41
هيچكس عميقا نميتونه درك كنه من چرا از موهاى بلندم بدم مياد و هربار شنيدن جمله ى "حيفه كوتاه نكن" عصبيم ميكنه ، حتى اينكه بابا موهاى بلندمو دوست داره و ميگه موهات مثله ابريشمه كوتاه نكن هم نميتونه نظرمو عوض كنه . امروز وقتى به ارايشگر گفتم تا كجا ميخوام موهامو كوتاه كنم بلافاصله چشامو بستم تا جملش كه داشت ميگفت "واااى نه خيلى كوتاه ميشه اينجورى كوتاه نكن " تموم شه و بعد اجازه دادم تا هرجا كه خودش ميخواد و هر مدلى كه خودش ميخواد موهامو كوتاه كنه ، واقعا از بحث كردن اونم توى ارايشگاه بَدم مياد دوست ندارم موضوع رو الكى كش بدم . فقط ساكت سرجام نشستم و از صداى قيچى و ريختن موهام لذت بردم ! الان با موهاى تيكه تيكه كوتاه شده ى تقريبا تا گردن كه بنظرم اصلا بهم نمياد يه گوشه نشستم و منتظرم تا هربار موهاى كوتاه بريزن توى صورتم فووت كنم بپرن بالا !
+   نادیا |
برچسب:
نویسنده: آرمان کاظمی